اسماعیلی
روش هاى اصلاحات در قرآن کریم پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی: «روش های اصلاحات در قرآن کریم» مقاله ای است از حجت الاسلام و المسلمین سید محمد اسماعیلی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن در بررسی مفهوم اصلاحات، جایگاه آن در آموزه های دینی و بررسی حوزه های اصلاحات در قرآن، که از منظر فرهیختگان محترم می گذرد.

 اهمیت اصلاحات در آموزه هاى دینى

«اصلاح» و «اصلاح طلبى» از دیدگاه منابع اسلامى در ذات دین قرار دارد و از ارکان هویت دینى است.[1] اصلاح از طریق تطبیق شرایط زندگى با ارزش هاى دین، در هر عصرى حاصل مى شود; بنابراین بزرگترین مصلحان جهان پیامبران هستند که طریقه صحیح زندگى را به انسان مى آموزند; على(علیه السلام) مى فرماید: «خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود و هر چند گاه، متناسب با خواسته هاى انسان ها، رسولان خود را پى در پى اعزام کرد تا وفادارى به پیمان فطرت را از آنان باز جوید و نعمت هاى فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احکام الهى حجت را بر آنها تمام نمایند.»[2] لذا از دیدگاه اسلام و قرآن اصلاح طلب باید در خط انبیا و با تمسک به تعالیم آنان و کتاب الهى به اصلاح جامعه بپردازد. قرآن کریم مى فرماید: «ما اجر اصلاح طلبانى را که با تمسک به کتاب خدا و به پاداشتن نماز در جامعه به اصلاح طلبى مى پردازند ضایع نخواهیم کرد.»[3]

در اصلاحات باید به این نکته توجه داشت که اصلاح گرى که مى خواهد دیگران و جامعه را به قانون گرایى فراخواند باید ابتدا خود به قانون عمل کند و از خود شروع کند ـ اعم از خود فردى یا خود گروهى و اجتماعى ـ زیرا در غیر این صورت سخن او در دیگران اثر نخواهد داشت، امام على(علیه السلام) مى فرمایند: در شگفتم از کسى که دست به اصلاح مردمان مى زند و خود کانون مفاسد است، براى اصلاح خود اقدام نمى کند و به اصلاح دیگران مى پردازد.[4]

اگر اصلاح طلبى از مسیر الهى خارج شود، از دیدگاه قرآن افساد است; زیرا هر تحولى را نمى توان در جهت صلاح جامعه و افراد به حساب آورد; چه بسا برخى تغییر و تحولات ظاهراً مفید به نظر آید; اما در واقع ریشه دین و اعتقادات را مى خشکاند و موجبات فساد و تباهى جامعه را فراهم مى آورد. مى توان گفت این گونه تحولات فقط عنوان اصلاح را با خود یدک مى کشد. مرحوم طبرسى در ذیل آیه 11 بقره مى فرماید: «وقتى به منافقان گفته شود با ارتکاب گناه و جلوگیرى مردم از گرایش به ایمان و اسلام یا به کمک و مساعدت کفار یا با تغییر دین و تحریف کتاب در زمین فساد نکنید اینان مى گویند تنها ما هستیم که اصلاحات بدست ما انجام مى گیرد».

ضرورت اصلاحات و اهمیت آن در قرآن مجید و روایات پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) با تعابیر گوناگونى مطرح شده است:

ـ شعیب(علیه السلام) به قومش گفت: «من یک هدف بیشتر ندارم و آن اصلاح شما و جامعه شما است تا آنجا که قدرت دارم».[5]

مقصود از اصلاح در این آیه، اصلاح در ابعاد مختلف است از جمله اصلاح عقیده، اصلاح اخلاق اصلاح عمل و اصلاح روابط و نظامات اجتماعى و... و این همان هدفى است که تمام پیامبران آن را تعقیب مى کردند.[6]

ـ بى گمان ما پاداش مصلحان (و نیکوکاران) را تباه نمى سازیم.[7]

و چنین نبود که پروردگارت آبادیها را به ظلم و ستم نابود کند در حالى که اهلش در صدد اصلاح بوده باشند.[8]

ـ امام على(علیه السلام) در نامه اش به معاویه فرمودند: «من قصدى جز اصلاح تا نهایت توانایى خود ندارم و موفقیت من تنها به لطف خداست، و توفیقات را جز از خدا نمى خواهم، بر او توکل مى کنم و به سوى او باز مى گردم».[9]

ـ امام حسین(علیه السلام) هدف از قیام خود را چنین بیان نمودند: «من از روى مستى و گردنکشى و ستمکارى قیام نکردم بلکه تنها قصد اصلاح در امت جدم را دارم مى خواهم آمر به معروف و ناهى از منکر بوده و بر سیره جد و پدرم حرکت نمایم».[10]

ـ امام صادق(علیه السلام) از پیامبر(صلى الله علیه وآله) روایت نمود که: «ناصحان خَلق و خیرخواهان مردم در پهنه زمین، گرامى ترین منزلت ها را در روز رستاخیز نزد خداوند دارند.»[11]

ـ در روایتى آمده است که بهترین مردم نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) کسانى بودند که مسلمانان را بیشتر نصیحت مى کردند.[12]

مفهوم اصلاحات

«اصلاحات» جمع «اصلاح» است. براى واژه «اصلاح» معانى متعددى ذکر کرده اند از جمله: بصلاح آوردن و نیکو کردن، درست کردن، التیام دادن، بسامان آوردن، سر و سامان دادن.[13] به کردن، نیک کردن، سازش دادن، آرایش دادن صورت و موى سر و...[14].

اصلاحات در قرآن کریم به دوگونه مطرح گردیده:

1ـ اصلاحات خاص میان دو فرد مانند:«فَأَصْلِحُواْ بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ;[15] میان برادرانتان سازش دهید»

2ـ اصلاحات عام و فراگیر اجتماعى: «إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الاِْصْلَـحَ;[16] من قصدى جز اصلاح ندارم»

در قرآن کریم گاه مقابل مفسد[17] و گاه در مقابل جبّار به کار رفته است.[18]

حوزه هاى اصلاحات پیامبران:

اصلاحاتى که انبیاء(علیهم السلام) به دنبال آن بوده اند در همه عرصه ها و حوزه هاى زندگى شخصى و اجتماعى است; اعم از حوزه اعتقادى; «ما در هر امتى رسولى برانگیختیم که خداى یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید...»[19]، حوزه فرهنگى; «او کسى است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مى خواند و آنها را تزکیه مى کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت مى آموزد و مسلماً پیش از آن در گمراهى آشکار بودند.»[20] حوزه اجتماعى: «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند...»[21]، حوزه سیاسى; «... و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را که بر آنها بود بر مى دارد. ]آزادسازى و رهایى توده هاى مردم و انسان هاى مستضعف از چنگال ظالمان و ستمگران و از زنجیرهاى اسارت و بندگى[»[22]

همه عرصه هاى اصلاحات را مى توان ذیل دو عنوان 1ـ حوزه اعتقادات; 2ـ حوزه امور دنیوى قرار دارد.

اولین و مهم ترین وظیفه پیامبران اصلاح اعتقادات مردم نسبت به مبدأ و معاد است; زیرا اعتقاد به مبدأ و معاد پایه جهان بینى و ایدئولوژى فرد است، و بدون اعتقاد به خدا و جهان آخرت نمى توان زندگى سالم و انسانى داشت. در آیات فراوانى از قرآن کریم از اصلاح اعتقادى سخن به میان آمده است و آن را اولین مأموریت پیامبران الهى دانسته است که به یک نمونه  اشاره مى نماییم:

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّى لَکُمْ نَذِیرٌ مُّبِینٌ * أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللَّهَ إِنِّى أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم أَلِیم;[23] ما نوح را به سوى قومش فرستادیم (; نخستین بار به آنها گفت): «من براى شما بیم دهنده اى آشکارم. جز «الله» ]= خداى یگانه یکتا[ را نپرستید; زیرا بر شما از عذاب روز دردناکى مى ترسم!».

قرآن کریم علاوه بر اصلاح اعتقادى، بر اصلاحات دنیوى نیز به عنوان مهم ترین وظیفه پیامبران الهى تأکید مىورزد. اصلاحات دنیوى داراى عرصه هاى مختلفى است.

الف. قضاوت: قرآن کریم اصلاح بین مؤمنان را وظیفه همه مى داند،[24] که انبیا(علیهم السلام) نیز در این حکم با دیگران شریکند و از جمله مسؤولیت هاى آنان حکم کردن بین مردم و رفع خصومت و اجراى عدل و داد در جامعه است: «اى داود، ما تو را در زمین خلیفه ]و جانشین [گردانیدیم; پس میان مردم به حق داورى کن...».[25]

«ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، تا میان مردم به ]موجب[ آنچه خدا به تو آموخته داورى کنى...».[26]

ب. مبارزه با استبداد: نقش پیامبران در مبارزه با استبداد و اختناق ها و درگیرى با مظاهر طغیان از اساسى ترین نقش هاست. قرآن کریم بر این نقش پیامبران تأکید فراوان دارد:[27] «اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر!...»[28]

 

ابزارهاى اصلاحات

انبیاى الهى(علیهم السلام) براى هدایت و اصلاح انسان ها رنج هاى طاقت فرسایى را متحمل شدند و در این راه از هیچ تلاش و کوشش دریغ نورزیدند، پیامبران(علیهم السلام) براى اصلاح مردم از ابزارها و امورى استفاده مى کردند. این ابزارها را مى توان در حوزه هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و... دسته بندى کرد که به چند مورد از آنها اشاره مى شود:

الفـ در حوزه اعتقادات

1ـ تذکر دادن

خداشناسى و خدا پرستى امرى است فطرى، اما مغفول عنه واقع مى شود. بسیارى از چیزها را عقل مردم درک مى کند; اما این عقل زیر خروارها خاک و سنگِ هواى نفسانى مدفون مى شود، کار پیامبران این است که این عقل هاى مدفون شده را برانگیزانند: «ویحتجّوا علیهم بالتبلیغ، و یثیروا لهم دفائن العقول»[29] و از راه تبلیغ با ایشان گفتگو نمایند (با برهان سخن بگویند) و عقل هاى پنهان شده را بیرون آورده به کار اندازند.

مهم ترین امورى که پیامبران(علیهم السلام) مورد یادآورى قرار مى دادند عبارتند از:

الفـ یاد خدا

یاد خداى تعالى نقش به سزایى در اصلاح انسان دارد، که اگر شیطان ما را وسوسه کرد متذکر شویم و از خدا کمک بگیریم; قرآن مى فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَـئِفٌ مِّنَ الشَّیْطَـنِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ;[30] پرهیزگاران که گرفتار وسوسه هاى شیطان مى شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) مى افتند; و (در پرتو یاد او، راه حق را مى بینند و) ناگهان بینا مى گردند.» معناى این آیه شریفه این است که در موقع مداخله شیطان به خدا پناه ببر، زیرا این روش، روش پرهیزگاران است که وقتى شیطان نزدیکشان مى شود به یاد این مى افتند که پروردگارشان خداوند است که مالک و مربى ایشان است و همه امور ایشان بدست اوست، پس چه بهتر که به خود او مراجعه نموده و به او پناه ببریم، خداوند هم شر شیطان را از ایشان دفع نموده و پرده غفلت را از ایشان برطرف مى سازد، ناگهان بینا مى شوند.[31]

بـ توجه به معاد

قرآن کریم حدود 1400 بار از مسأله معاد و خصوصیات آن سخن به میان آورده است، یعنى بیش از یک ششم قرآن انسان ها را به سوى معاد و یاد روز رستاخیز و حساب و کتاب دعوت مى نماید.[32] توجه به این مطلب که اعمال نیک و بد آدمى در نظام هستى او باقى مى ماند و در روز قیامت مورد حسابرسى قرار مى گیرد، نقش بسزایى در اصلاح اعمال آدمى دارد.

«یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْس مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْر مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوء...;[33] روزى که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر مى بیند; و آرزو مى کند میان آنچه از اعمال بد انجام داده فاصله زمانى زیادى باشد...».

«یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ* وَ صَـحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ * لِکُلِّ امْرِى مِّنْهُمْ یَوْمَئِذ شَأْنٌ یُغْنِیهِ;[34] در آن روز که انسان از برادر خود مى گریزد و از مادر و پدرش، و زن و فرزندانش در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارد که او را کاملاً به خود مشغول مى سازد».

قرآن کریم اینها را بیان مى کند تا انسان به اصلاح خود بپردازد و توشه اى را براى آن روز هولناک آماده کند.

یاد مرگ، موجب شکستن غرور و در نتیجه زمینه ساز ترک گناه و از عوامل بازدارنده و کنترل کننده است:

«کُلُّ نَفْس ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ...;[35] هر کسى مرگ را مى چشد...». «...فَادْرَءُواْ عَنْ أَنفُسِکُمُ الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَـدِقِینَ;[36] پس مرگ را از خودتان دور سازید اگر راست مى گوئید!»

جـ توجه به کرامت انسان

انسان خلیفه خدا و مسجود فرشتگان مى باشد خداوند همه چیز را براى او آفریده و تحت تسخیر او قرار داده چنان که قرآن کریم مى فرماید: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ... وَ فَضَّلْنَـهُمْ عَلَى کَثِیر مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً;[37] ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم;... و آنها  را بر بسیارى از موجوداتى که خلق کرده ایم، برترى بخشیدیم».

و در آیه 38 توبه مى فرماید: «...أَرَضِیتُم بِالْحَیَوةِ الدُّنْیَا مِنَ الأَْخِرَةِ...; آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شده اید؟!...» یعنى اى انسان تو در نظام هستى ارزش و جایگاه والایى دارى بنابراین به زندگانى دنیا راضى نشو و خود را به آن نفروش.

بنابراین اگر انسان قدر و قیمت خود را شناخت هیچ گاه به گناه و فساد نمى گراید.

هـ ـ توجه به عرض اعمال

یکى از معتقدات اسلامى که نقش به سزایى در اصلاح جامعه و کنترل و باز دارندگى از گناه دارد مسأله «عرض اعمال بر پیشوایان بزرگ» است: «وَ قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَــلِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهَـدَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ;[38] بگو: عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى بینند. و به زودى، به سوى داناى نهان و آشکار، بازگردانده مى شوید; و شما را به آنچه عمل مى کردید، خبر مى دهد!».

2ـ انذار:

طبیعت بعضى از انسان ها به گونه اى است که اگر بدانند تخلف از قوانین و مقررات، جریمه اى را به دنبال ندارد و یا جریمه اى بسیار اندک دارد، به راحتى قانون را زیر پا مى گذارند و از آن تخلف مى کنند; لذا قانون گذاران سعى مى کنند جریمه ها را طورى قرار دهند که تخلف از قانون به راحتى صورت نگیرد; بنابراین قرار دادن جریمه سنگین براى تخلفات خود نوعى بازدارندگى از تخلف دارد. انبیا(علیهم السلام) هم از این نکته روانشناسى استفاده کرده و بیان نموده اند که تخلف از قوانین الهى هزینه اى بسیار سنگین دارد که علاوه بر این که در این دنیا آثارى دارد، آثار مهم تر آن در قیامت است.

آثار دنیوى گناه; مانند عذاب هایى که بر اقوام مفسد گذشته نازل شد:

«(آرى، سرانجام) همگى ]قوم نوح[ به خاطر گناهانشان غرق شدند.»[39]

«از این رو پروردگارشان آنها ]قوم ثمود[ را به خاطر گناهشان در هم کوبید و با خاک یکسان و صاف کرد».[40]

3ـ بشارت:

یکى دیگر از ابزارهایى که پیامبران(علیهم السلام) براى اصلاح مردم از آن استفاده مى کردند «بشارت» است. بشارت به نتایج خوب اعمال نیک و نیز بشارت به مهربانى و لطف بى پایان الهى مردم را به انجام اعمال نیک و نیز بازگشت به درگاه الهى و دست برداشتن از اشتباهات گذشته تشویق مى کند.

الفـ بشارت به بهشت و نعمت هاى الهى

در بعضى از آیات مردم را به سبقت گرفتن در جار خیر تشویق مى کند: «و شتاب کنید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى که وسعت آن، آسمان ها و زمین است; و براى پرهیزگاران آماده شده است.»[41]

در حقیقت قرآن کریم در اینجا از یک نکته روانى استفاده کرده که انسان براى انجام دادن یک کار اگر تنها باشد معمولاً کار را بدون سرعت و به طور عادى انجام مى دهد ولى اگر جنبه مسابقه به خود بگیرد آن هم مسابقه اى که جایزه باارزشى براى آن تعیین شده تمام نیرو و انرژى خود را به کار مى گیرد.

«... و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، (و قوانین او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغ هایى از بهشت وارد مى کند که همواره، آب از زیر درختانش جارى است; جاودانه در آن مى مانند; و این پیروزى بزرگى است.»[42]

بـ بشارت به آمرزش خداى تعالى

در قرآن کریم، ذات پاک خدا، 91 بار به عنوان «غفور» (بسیار آمرزنده) و پنج بار به عنوان «غفار» (بسیاربخشنده) یاد شده است. و بیش از 80 بار سخن از توبه و بازگشت به سوى خدا و قبولى توبه به میان آمده است.[43] که ما به ذکر چند آیه بسنده مى کنیم:

«و آنها که وقتى مرتکب عمل زشتى شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا مى افتند; و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى کنند و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟...».[44]

«بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»[45]

«و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)».[46]

بـ در حوزه ها اجتماعى و سیاسى

1ـ حکومت

حکومت از مهم ترین ابزارهاى اصلاحات است; زیرا اجراى بسیارى از احکام اسلامى بدون حکومت امکان پذیر نیست و باید قدرت و امکاناتى در اختیار داشت تا بتوان آن احکام را در جامعه عملى کرد.

امام على(علیه السلام) پس از بیعت مردم با او و رسیدن به قدرت سیاسى بلافاصله اصلاحات حکومتى را با شعار عدالت اجتماعى آغاز کرد، او فلسفه پذیرش حکومت را ایجاد اصلاحات اعلام کرده و مى فرماید: خدایا تو مى دانى که جنگ و درگیرى ما، براى بدست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود، بلکه مى خواستم نشانه هاى حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمینهاى تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگى کنند، و قوانین و مقررات فراموش شده تو بار دیگر اجرا گردد.[47]

حضرت یوسف(علیه السلام) هنگامى که عزیز مصر به عقل و درایت او پى برد و او را امین و مورد اعتماد دانست، حضرت پیشنهاد کرد که خزانه دار کشور مصر باشد و گفت: «مرا سرپرست خزاین سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم»[48] یوسف(علیه السلام) مى دانست که با در دست گرفتن این مسؤولیت که شایستگى آن را دارد زیرا هم امین است و هم تخصص آن را دارد مى تواند بسیارى از مشکلات و نابسامانى هاى آن جامعه مملو از ظلم و ستم را از بین ببرد و به یارى مستضعفان بشتابد، از تبعیض ها تا آنجا که قدرت دارد بکاهد، حق مظلومان را از ظالمان بگیرد، و به وضع بى سر و سامان آن کشور پهناور سامان بخشد.[49]

2ـ مبارزه با فساد

از جمله امورى که پیامبران براى اصلاح جوامع به کار بردند مبارزه عملى با فسادهایى بود که در زمان خودشان رایج بوده است. آن طور که از قرآن کریم استفاده مى شود هر یک از اقوامى که پیامبرى برایشان مبعوث مى شد، فساد یا فسادهاى خاصى در میان آنها رواج داشت.

و در کنار دعوت به توحید، هر پیامبرى بر مفسده رایج در زمان خودش بیشتر تکیه مى کرده است، مثلاً هر جا داستان حضرت شعیب(علیه السلام) ذکر مى شود مسأله «وَزِنُواْ بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ;[50] و با ترازوى درست وزن کنید.» «وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَآءَهُمْ;[51] و از اموال مردم چیزى نکاهید.» کنارش ذکر مى شود.

یا حضرت لوط وقتى مبعوث شد فساد خاصى در زمان ایشان شایع شده بود که حضرت با آن شروع به مبارزه کرد: «وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَـحِشَةَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَد مِّنَ الْعَــلَمِینَ * إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَآءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ;[52] و (به خاطر آورید) لوط را، هنگامى که به قوم خود گفت: «آیا عمل بسیار زشتى را انجام مى دهید که هیچ یک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است. آیا شما از روى شهوت به جاى زنان به سراغ مردان مى روید؟! شما گروه اسرافکار (و منحرفى) هستید.»

جـ در حوزه اقتصادى

یکى از مشکلات عمده جوامع، مشکل فاصله طبقاتى است به این معنا که فقر و بیچارگى و تهیدستى در یک طرف و تراکم اموال در طرف دیگر قرار گیرد، عده اى آن قدر ثروت بیندوزد که حساب اموالشان را نتوانند داشته باشند و عده اى دیگر از فقر و تهیدستى رنج برند به طورى که تهیه لوازم ضرورى زندگى از قبیل غذا و مسکن و لباس ساده براى آنان ممکن نباشد. از نگاه قرآن کریم براى حل این مشکل باید حق و حقوق یتیمان، بینوایان و در راه ماندگان و... را پرداخت، «کَى لا یَکونَ دولَةً بَینَ الاَغنِیاءِ;[53] تا (دارایى) میان توانگران شما دست به دست نگردد.»

بدیهى است جامعه اى که قسمتى از آن بر پایه غنا و ثروت و بخش مهم دیگر آن بر فقر و گرسنگى بنا شود قابل دوام نبوده و هرگز به سعادت واقعى نخواهد رسید، در چنین جامعه اى دلهره و اضطراب و نگرانى و بدبینى و بالاخره دشمنى و جنگ اجتناب ناپذیر خواهد بود.

با اینکه دانشمندان و مکتب هاى اقتصادى جهان به فکر چاره حل این مشکل بزرگ اجتماعى بوده اند و هر کدام راهى را انتخاب کرده اند. «کمونیسم» از راه الغاى مالکیت فردى و «سرمایه دارى» از طریق گرفتن مالیات هاى سنگین و تشکیل مؤسسات عالم المنفعه (که به تشریفات بیشتر شبیه است تا به حل فاصله طبقاتى) به گمان خود به مبارزه با آن برخاسته اند ولى حقیقت این است که هیچ کدام نتوانسته اند گام مؤثرى در این راه بردارند زیرا حل این مشکل با روح مادى گریى که بر جهان حکومت مى کند ممکن نیست. با دقت در آیات قرآن مجید آشکار مى شود که یکى از اهداف اسلام این است که بى عدالتى هاى اجتماعى در میان طبقه غنى و ضعیف از بین برود و سطح زندگى کسانى که نمى توانند نیازمندى هاى زندگیشان را بدون کمک دیگران رفع کنند، بالا بیاید و حداقل لوازم زندگى را داشته باشند.

اسلام براى رسیدن به این هدف برنامه وسیعى را در نظر گرفته است: تحریم رباخوارى به طور مطلق، وجوب پرداخت مالیات هاى اسلامى از قبیل زکات و خمس و مانند آنها، تشویق به انفاق، وقف و قرض الحسنه و کمک هاى مختلف مالى قسمتى از این برنامه را تشکیل مى دهد.[54]

نکته پایانى

با توجه به تمامى این بسترسازى ها و زمینه ها براى اصلاح، چرا جوامع اصلاح نشدند و جز عده اندکى ایمان نیاوردند؟ در جواب مى توان به این آیه اشاره کرد که: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ;[55] در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند». بر مبناى این اصل مهم هر گونه تغییرى در سرنوشت انسان ها و اصلاح یا انحطاط جوامع منوط به خواست و اراده افراد آن جوامع است. افراد یک اجتماع زمانى به طور کامل اصلاح مى شوند که براساس اراده و گزینش و کنش اختیارى خود بتوانند از شرایط محیطى که به برکت حاکمانى عادل و الهى و قوانین و احکام والاى اسلام به وجود آمده، استفاده کنند و راه تعالى و تکامل خود را در پیش گیرند; بنابراین وجود حاکمان الهى و سایر شرایط (قوانین اسلامى، تأمین نیازهاى مادى، رفاه و امنیت و...) هر چند در روند تکاملى و اصلاح جامعه امرى ضرورى و لازم است; اما به هیچ وجه کافى نیست. در طول تاریخ با این که پیشوایان الهى مانند: پیامبر اکرم و ائمه اطهار(علیهم السلام) در جامعه بوده اند و تمام شرایط و زمینه هاى رشد و تعالى براى مردم فراهم بوده است; اما چون همه افراد آن جامعه به چنان درک و شناخت عمیق نرسیده بودند اصلاح کامل و فراگیر در جامعه محقق نشد.

 


[1]. ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 423 و 89، نامه 31.

[2]. همان، خطبه اول.

[3]. اعراف/ 170.

[4]. نهج البلاغه، ص 450، به نقل از کتاب نقد، شماره 16، مقاله اصلاحات شفاف، محمد حکیم پور، ص 52.

[5]. هود/ 88.

[6]. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازى و همکاران، ج 9، ص 208، ذیل آیه 88 هود.

[7]. اعراف/ 170.

[8]. هود/ 117.

[9]. حضرت به آیه 88 هود اشاره نموده اند. نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتى، نامه 28، ص 375.

[10]. مقتل خوارزمى، ص 161، تهران، اسلامیه.

[11]. المعجم العربى الحدیث لاروس، ص 1207، به نقل از کتاب نقد، شماره 16، مقاله اصلاحات شفاف، محمد حکیم پور.

[12]. مناقب امیرالمؤمنین، محمدبن سلیمان کوفى، ج 1، ص 23، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه.

[13]. لغت نامه دهخدا، ج 2، ص 2803، مؤسسه لغت نامه دهخدا، واژه اصلاح.

[14]. فرهنگ فارسى دکتر محمد معین، ج 1، ص 293، انتشارات امیرکبیر، واژه اصلاح.

[15]. حجرات/ 10.

[16]. هود/ 88.

[17]. بقره/ 11 و 220.

[18]. قصص/ 19.

[19]. نحل/ 36.

[20]. جمعه/ 2.

[21]. حدید/ 25.

[22]. اعراف/ 157.

[23]. هود/ 25 و 26.

[24]. حجرات/ 9 ـ10.

[25].  ص / 26.

[26]. نساء/ 105.

[27]. مجموعه آثار، استاد شهید مطهرى، ج 2، ص 173.

[28]. توبه/ 73 ; تحریم/ 9.

[29]. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ج 1 ـ 6، ص 33 ـ 34.

[30]. اعراف/ 201.

[31]. المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوى همدانى، ج 8، ص 498، ذیل آیه 201 اعراف.

[32]. گناه شناسى، حجة الاسلام محسن قرائتى، ص 264.

[33]. آل عمران/ 30.

[34]. عبس/ 34 ـ 37.

[35]. آل عمران/ 185.

[36]. آل عمران/ 168.

[37]. اسراء/ 70.

[38]. توبه/ 105.

[39]. نوح/ 25.

[40]. شمس/ 14.

[41]. آل عمران/ 133.

[42]. نساء/ 13.

[43]. گناه شناسى، محسن قرائتى، ص 300.

[44]. آل عمران/ 135.

[45]. زمر/ 53.

[46]. بقره/ 186.

[47]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى(رحمه الله)، خ 131، ص 182.

[48]. یوسف/ 55.

[49]. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم و همکاران، ج 10، ص 5، (با مقدارى تلخیص).

[50]. اسراء/ 35.

[51]. اعراف/ 85.

[52]. اعراف/ 80 و 81.

[53]. حشر/ 7.

[54]. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازى و دیگران، ج 2، ص 232، ذیل آیه 261 بقره.
[55]. رعد/ 11.    



انتهای پیام/113

منبع: ایسکا: (پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی)
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر

مطالب مرتبط

تعداد بازديد اين صفحه: 5442
   
   
خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي - دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
مجری سایت : شرکت سیگما