الهی نژاد
1393/11/21 سه‌شنبه پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی ولایت فقیه برخواسته از مبانی مهدویت است ایسکا (پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی): یکی از مبانی نظری معرفتی ولایت فقیه بحث مهدویت و اعتقاد به نایب عام امام زمان(ع) است که علمای شیعه به آن معتقدند، برای بررسی این موضوع گفتگویی را با حجت الاسلام و المسلمین الهی نژاد عضو هیات علمی پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی انجام داده ایم.

به عنوان اولین سوال لطفا بفرمائید نظر علمای شیعه در ارتباط با بحث ولایت فقیه چیست و آیا همه علمای شیعه این بحث را قبول دارند یا خیر؟

بر اساس تصریح بسیاری از فقهاى بزرگ شیعه، اصل ولایت فقیه، مورد اتفاق یا حداقل از نظرات مشهور بین فقیهان شیعه است. مرحوم نراقى معتقد است: «ولایت فقیه فى الجمله بین شیعیان اجماعى است و هیچ یک از فقها فى الجمله در ولایت فقیه اشکال نکرده است».(نراقى، احمد، عوائد الایام، ص 186) صاحب جواهر مى‏فرماید: «کسى که در ولایت فقیه وسوسه کند، طعم فقه را نچشیده است و معنا و رمز کلمات معصومین(ع) را نفهمیده است». (جواهر الکلام، ج 2، ص 398.)

در میان علمای متاخر هم امام خمینی(ره) مى‏فرماید: «موضوع ولایت فقیه، چیز تازه‏اى نیست که ما آورده باشیم؛ بلکه این مسأله از اول مورد بحث بوده است. حکم میرزاى شیرازى در حرمت تنباکو، چون حکم حکومتى بود... همه علما تبعیت کردند... مرحوم کاشف الغطاء بسیارى از این مطالب را فرموده‏اند... مرحوم نراقى همه شئون رسول الله را براى فقها ثابت مى‏دانند. آقاى نائینى نیز مى‏فرمایند: این مطلب از مقبوله عمر بن حنظله استفاده مى‏شود... این مسأله تازگى ندارد...». (امام خمینى(ره)، ولایت فقیه، صص 113 – 112)

بنابراین عمده اختلاف‏ها، در حدود و ثغور آن و اختیارات ولى فقیه و چگونگى اثبات آن مى‏باشد و از نظر عملی نیز بسیاری از فقهای بزرگ در صورت وجود شرایط لازم به این اصل عمل کرده اند.
یکی از مبانی که برای اثبات بحث ولایت فقیه مطرح می شود اعتقاد به مهدویت و نایب عام امام زمان(عج) است، لطفا در این باره توضیح بفرمائید؟

بله، از جمله مباحثی که در عرصه مهدویت مطرح است این است که مهدویت به عنوان مبنای نظری و معرفتی ولایت فقیه شناخته می شود. این اصل بحثی است که در واقع مطرح است، برای توضیح این نظریه و این دیدگاه به عنوان مقدمه یک بحثی را قابل طرح می دانم که باید توضیح داده شود.

اولا باید بدانیم که ولایت فقیه دو رویکرد دارد، با یک نگاه و رویکرد ولایت فقیه یک بحث فقهی تلقی می شود که در واقع اصل اینکه مردم نسبت به ولایت فقیه چه وظیفه ای دارند چه تعاملی دارند و چه برخوردی باید داشته باشند در مباحث فقهی مطرح می شود.

رویکرد دوم در بحث ولایت فقیه رویکرد کلامی یا رویکرد دین شناختی است، در این نگاه ولایت فقیه یک بحث کلامی در راستای مبانی مهدویت تعریف می شود.

چگونه می توان در مباحث کلامی مهدویت به اثبات ولایت فقیه پرداخت؟

در پاسخ به این سوال باید گفت، در واقع غیبتی که در مهدویت مطرح است دو نوع غیبت است، غیبت صغری و غیبت کبری. در غیبت صغری نایبان خاص مطرح هستند، عثمان بن محمد، محمد بن عثمان، حسین بن روح، علی بن سمری، این نایبان خاص در دوران غیبت صغری بودند و امام زمان(عج)  چهار نایب را پشت سر هم تعیین کردند. در غیبت کبری بحث نیابت عام مطرح می شود، دیگر امام زمان(عج) نایب خاص معرفی نمی کند بلکه براساس روایات و فرمایشات حضرات معصومین یکسری ویژگی ها مطرح شده و هرکسی این ویژگی ها را کسب کرد می تواند به عنوان ولی فقیه باشد، ویژگی هایی مانند  فقاهت، عدالت، تدبیر و مدیریت، از این قبیل شاخصه هایی است که برای فقها برشمرده می شود، این شاخصه ها در روایات آمده و مفاهیم و ویژگی ها در این روایات مطرح شده و هر کسی این ویژگی ها را داشت، می شود نایب عام. سرآمد این نیابت فقها بحث ولایت فقیه مطرح می شود. پس با این نگاه بحث ولایت فقیه می شود یک بحث کلامی، چون سلسلسه مراتب از خداوند آغاز می شود تا می آید پایین، از ناحیه خدا بحث امام زمان مطرح می شود سپس بحث نایبان خاص، و بعد هم بحث نایبان عام مطرح شده است و چون بحث فعل و کار خداست بحث کلامی است با این وصف ولایت فقیه بحث کلامی است.

پیش فرض های مبانی نظری معرفتی ولایت فقیه چیست؟ به عبارت دیگر علمای شیعه برای اثبات ولایت فقیه در بعد کلامی چه ادله و استناداتی ارائه می کنند؟

در بحث ولایت فقیه دو نوع مباحث داریم، مباحث درونی داریم و مباحث بیرونی. یا مباحث درجه یک و مباحث درجه دوم داریم.

در اینجا یکسری مباحث جزیی است و در حیطه خود ولایت فقیه قرار دارد، یکسری مسائل هست که جزئی و درونی و درجه یک نیست بلکه درجه دوم است و قبل از اینکه ولایت فقیه را ثابت کنیم آنها را باید ثابت کنیم که در واقع مبانی ولایت فقیه است. یعنی اول باید مبانی ولایت فقیه ثابت شود بعد بتوانیم خود ولایت فقیه و ویژگی های آن را توجیه  کنیم.

پس بنابراین آن مسائل بیرونی و آن مسائلی که پیش فرض ولایت فقیه است تحت عنوان مبانی نظری معرفتی تعریف می کنیم، پس مبانی نظری معرفتی آن پیش فرض هایی است که بحث ولایت فقیه بر آن سوار است و پایه و اساس مباحث ولایت فقیه است. این مبانی و پیش فرض ها دو قسم است یکسری مبانی مباشر داریم و یکسری مبانی غیر مباشر داریم، یا مبانی نزدیک و مبانی دور داریم. یا مبانی مستقیم و غیر مستقیم.

لطفا در مورد مبانی مستقیم و غیر مستقیم ولایت فقیه یا مبانی مباشر و غیر مباشر ولایت فقیه توضیح بفرمائید؟

ابتدا در مورد مبانی غیر مستقیم توضیحی عرض می کنم؛ چرا می گوییم مبانی غیر مستقیم چون با واسطه به ولایت فقیه مرتبط می شوند، مثل نظریه جامعیت دین، نظریه کمال دین، نظریه خاتمیت دین، نظریه جاودانگی دین، نظریه انتصابی بودن امامت و ..... اگر بخواهیم توضیح مختصری ارائه دهیم مثلا در مورد اینکه جامعیت دین چگونه مبنای غیر مستقیم ولایت فقیه است می توانیم بگوییم چون جامعیت دین می طلبد بعد از پیامبر گرامی اسلام(ص) امامانی بیایند (در اینجا بحث ولایت بعد از پیامبر مطرح می شود) و بعد جامعیت دین می طلبد امامت در همه زمان ها ساری  و جاری باشد و عصر غیبت را هم دربر بگیرد، یعنی در زمان غیبت هم ما نیاز به امام و پیشوا و نایب او داریم که می شود بحث ولایت فقیه. در واقع جامعیت دین امامت را ثابت کرده و به واسطه امامت ولایت فقیه تحت عنوان نیابت عامه ثابت می شود. به این دلیل می گوییم اینها همه مبانی غیر مستقیم ولایت فقیه است.

اما مبانی نزدیک و مستقیم ولایت فقیه. یعنی مبانی ای که مستقیم به ولایت فقیه متصل می شود و هیچ واسطه ای ندارد. اولین مبنای نظری معرفتی ولایت فقیه، خود اندیشه مهدویت است. مهدویت در واقع منتها علیه امامت است و دو نوع نیابت برایش تعریف شده، نیابت خاص که مربوط به عصر غیبت صغری است و نیابت عام که مربوط به عصر غیبت کبری است. این نیابت عام که بیان ویژگی نایبان امام زمان(عج) در عصر غیبت کبری است به یک نحوی توجیه گر سرپرستی فقها در عصر غیبت است. در میان فقها بحث ولایت یک فقیه، به عنوان سرآمد این بحث خودش را مطرح می کند. یعنی اندیشه مهدویت مستقیم به بحث ولایت فقیه مرتبط می شود. به عبارت دیگر براساس نیابت عام مهدویت، ولایت فقیه توجیه می شود و مهدویت مبنای نظری معرفتی ولایت فقیه است.

یا مثال دیگر در مورد مبانی مستقیم ولایت فقیه بحث لزوم تحقق احکام الهی در همه زمان ها، یا لزوم سرپرستی در همه زمان ها است. چون طبق این نظر معتقدیم که در همه زمان ها مسلمانان باید یک سرپرست داشته باشند و در زمان غیبت هم باید یک سرپرستی در جامعه اسلامی وجود داشته باشد و مسلمانان را هدایت و رهبری کند و چه سرپرستی نزدیک تر از امام زمان و نایب او که همان بحث ولایت فقیه است.

انتهای پیام/113

منبع: ایسکا: (اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی)
کلمات کليدي
گفتگوی علمی
 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ

مطالب مرتبط

تعداد بازديد اين صفحه: 7802
   
   
خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي - دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
مجری سایت : شرکت سیگما