منو
تبليغات







 
تربيت ديني
تربيت ديني
شنبه 15 مهر 1391 شناخت موانع اقامه نماز در نوجوانان / بخش دوم
نويسنده: مريم سهرابي
منبع: روزنامه كيهان  (www.kayhannews.ir)



راستي چرا در ميان نوجوانان و جوانان برخي آن چنان كه بايد به نماز اهميت نمي دهند و يا ا ين كه چرا بعضي از آ نان ارتباط چنداني با نماز ندارند و يا عده اي از نوجوانان و جوانان درحالي كه از خانواده مذهبي و مسلمان هستند نماز نمي خوانند؟
براي يك جوان كه ابتداي ورود او به حيات و زندگي اجتماعي است و شخصيت اجتماعي او درحال شكل گيري مي باشد، آن چه در درجه اول اهميت قرار دارد و شايد مهمترين عامل در موفقيت و كسب سعادت او در زندگي به شماري آيد، انتخاب دوست يا دوستان خوب است و آن چه كه دراين رابطه مهم است و بلكه اقتضاي زندگي اجتماعي انسان مي باشد، شناخت برخي از خصوصيات اجتماعي افراد و آشنايي با ملاك و معيارهايي است كه در انتخاب دوست خوب لازم و ضروري است.
ملاك و معيار انتخاب دوست
1- دارا بودن فكر و عقيده سالم:
بر جوانان لازم است كه با افرادي مجالست و همنشيني داشته باشند كه صاحب عقيده پاك و فكري سالم باشند، چه اين كه داشتن فكري سالم آدمي را به شخصيت فردي و اجتماعي سالم دعوت مي كند. اين كه برخي به دنائت و پستي زندگي روي مي آورند به خاطر آن است كه داراي انديشه هاي پاك و صحيح نمي باشند بسيار روشن است كه هرگز عقيده صواب انسان را به مسير ناصواب نمي كشاند.نوجواني و جواني مقطعي از حيات آدمي است كه هنوز به نيمروز آن نرسيده، بلكه در صبحدم حيات اجتماعي و تكليفي قرار دارد و بايد درهنگامه صبح، گل وجود خويش را با افكار و نيات پاك آبياري نمود تا پژمردگي زودرس بر او عارض نشود. لازمه طراوت و شادابي گل وجود آدمي به اين است كه هم همت گمارد تا عقايد فطري اش را سالم نگه دارد و هم با كساني مصاحبت نمايد كه داراي افكار پاك باشند.
علي (عليه السلام) خطاب به يكي از يارانش به نام حارث همداني چنين توصيه مي كند كه: «اي حارث از رفاقت با كساني كه افكارشان خطا و اعمالشان ناپسند است دوري كن، همانا آدمي به اخلاق و سيره رفيقش خوي مي گيرد و با افكار و اعمال وي معتاد مي شود.در حقيقت دوست به منزله عضوي از اعضاي بدن است كه حفظ و مواظبت آن لازم است، پس به همان اندازه كه انسان بايد در حفظ سلامت خود بكوشد تا آسيبي به او نرسد، مي بايست در اعتقاد و افكار دوستان خويش نظارت كند تا عقايد و رفتارش را فاسد نكنند و نيز همت گمارد كه دوستان پاك ضمير را از دست ندهد؛ چون از دست دادن آنها به منزله جدا شدن عضوي از اعضاي اوست.
در سخني ديگر علي (عليه السلام) مي فرمايند: «كسي كه دوست خوب خود را كه براي خدا با وي پيوند دوستي داشته، از دست بدهد، گويا شريفترين اعضاي بدن خود را از دست داده است.»
2- حسن خلق و فروتني:
يكي ديگر از معيارهاي مهم در انتخات دوست اين است كه او داراي حسن خلق، رفتار پسنديده، تواضع و فروتني و اوصاف نيكو باشد. فردي كه از اين اوصاف برخوردار نباشد لايق ارتباط و پيوند دوستي نيست؛ چون اعمال ناشايست او حاكي از نيات پليدي است كه در باطن اوست. بهترين مزيت ارتباط و دوستي با اين گونه از افراد اين است كه به تدريج خلق و خوي او در رفتار آدمي تأثير مي گذارد، طوري كه منش و رفتار دو دوست مثل هم مي شود.همه اين تأكيدات و هشدارها از كلمات نوراني معصومين(ع) حاكي از آن است كه انسان نبايد دوستي را انتخاب نموده و با او مجالست نمايد كه در زندگي مواظب عملكردهاي خود و در مسائل اجتماعي در برخورد با ديگران متوجه منش و رفتارهاي خود نيست و شخصي كه داراي اخلاق تند، رفتار ناشايست و برخورد نامناسب باشد از رفاقت با او نهي شده است.
3-عاقل بودن:
معيار ديگري كه در انتخاب دوست بايد لحاظ گردد ميزان علم و آگاهي و عقل و انديشه اوست. دوست آگاه و عاقل مايه خوشبختي و سعادت و رفيق سفيه و جاهل اسباب ناراحتي و رنج را فراهم خواهد نمود، چون اولي با درايت خويش و آگاهي و معرفتي كه دارد در انجام اعمال خود تمام جوانب كار را درنظر دارد كه هم براي خود و هم براي نزديكان و دوستانش معضل يا مشكلي را ايجاد نكرده، بلكه مشكلات موجود را رفع مي كند، اما دومي با علم اندك و عدم تدبير و دورانديشي و استفاده نكردن به جا از عقل و انديشه نه تنها قدرت از ميان برداشتن مشكلات را در زندگي ندارد، بلكه با سفاهت خويش موانعي را براي خود و دوستان در مسير پيشرفت زندگي ايجاد مي كند. چه بسا نيتي خير در ذهن داشته باشد تا اين كه كار خيري در حق دوستان انجام دهد وليكن براثر كج فهمي و كم خردي عملي به زيان او انجام مي دهد.
چنان چه امام حسن عسگري(ع) فرمودند: «دوست انسان جاهل هميشه در سختي و زحمت است.»
يا علي(ع) مي فرمايند: «دوست انسان احمق، همواره در رنج است.»
متقابلاً در برخي روايات رفيق عاقل و آگاه به داروي شفابخش تشبيه شده است كه مي تواند امراض اخلاقي و ناهنجاري هاي رفتاري را درمان نمايد. امام صادق(ع) در روايتي بسيار زيبا چنين فرمودند:
«دوستان صميمي سه قسمند: اول كسي كه همانند غذا از ضروريات و لوازم زندگي به حساب مي آيد و در همه حالات، انسان به او نيازمند است و او رفيق عاقل است. دوم كسي است كه وجود او براي انسان به منزله يك بيماري مزاحم و رنج آور است و او رفيق احمق است. سوم دوستي است كه وجودش نافع است، همانند داروي شفابخش و ضدبيماري است و او رفيق عاقل و لبيب است (يعني داراي فكري عميق و دورانديش است).»
4-خوشنامي و شهرت داشتن به خوبي:
درجامعه روستايي يا شهري كه در آن زندگي مي كنيم، برخي از خانواده ها به خوبي و پاكي و نجابت و نيك نامي شهرت دارند و بالعكس برخي ديگر به بدي و زشتي و بي ايماني مشهورند. همه همت يك جوان بايد در اين باشد كه اگر قدرت اصلاح چنين افرادي را دارد كه با آنها طرح دوستي ببندد و در مقام ساختن و اصلاحشان برآيد، بسيار كار پسنديده اي است و چون غالباً چنين قدرتي از غالب جوانان بعيد است، لذا سفارش اكيد بر اين است كه با اين قشر مجالست و رفاقتي نداشته باشيد. در توصيه هاي اولياي دين در اين زمينه از دو چيز نهي شده است:
يكي نزديك شدن به مراكز و مجالس بدنام كننده و ديگري رفاقت با افراد بدنام و مورداتهام.
در وصيت علي(ع) به فرزندش امام حسن مجتبي(ع چنين آمده است: «از مراكز بدنام و محل هاي موردتهمت و از مجالسي كه مورد سوءظن است دوري كن، به دليل آن كه رفيق بد، دوستش را فريب مي دهد و او را به كار ناپسند تحريك مي كند.»
قطعاً كسي كه داراي اعمال وعقايد خوبي باشد و مردم او را به صفات نيك بشناسند درحالي كه با افراد بدنام مجالست نمايد و با آنها حشر و نشر داشته باشد، تدريجاً مورداتهام واقع مي شود و چه بسا بدنامي آنان در او سرايت نموده و او را مورد تأثير قرار دهد.
5-صادق بودن و صداقت داشتن:
از اوصاف ديگري كه در آئين دوست يابي ملاك و محور است اين است كه رفيق بايد در گفتار صادق و در رفتار صداقت داشته باشد. صدق در گفتار و صداقت در رفتار، تعديل شخصيت انسان را به همراه دارد.
آن كه در گفتار صادق نبوده و سعي در درست جلوه دادن قضاياي كاذب داشته و يا در اعمال و رفتار خود تلاش مي كند كه نوعي رفتار تصنعي و كاذب را براي خود ايجاد نمايد و در وراي آن رفتار حقيقي خود را بپوشاند از ديدگاه علوم روانشناختي از نوعي كمبود و كاستي روحي و باطني رنج مي برد و سعي دارد كه ازاين طريق آن كاستي خود را به اين صورت جبران نمايد. والا كسي كه داراي شخصيت متعادل و حقيقي بوده و از تعديل روحي و رواني برخوردار باشد، نيازي نمي بيند كه به كذب قولي و عملي دست زند.
روانشناسان مدعي اند كه با تجربه ثابت شده است آنان كه از حيث شخصيتي ضعفي در خود مي بينند و يا كمبود عاطفي در خود احساس مي كنند، سعي دارند كه خودرا به نحوي در ميان دوستان مطرح سازند كه يكي از بهترين راه ها بزرگ نمايي در امور است و اينان هميشه مي خواهند خوبي را بدي، راست را دروغ، زيبا را زشت، راستي را كجي، نزديك را دور و هر امري كه جلوه هاي تازه و اعجاب آور داشته باشد، نمايان سازند تا اين كه خود مطرح گردند و شايد به همين دليل باشد كه در اخبار و روايات ائمه(ع) انسان كاذب و دروغگو به سراب تشبيه شده است و از پيمان دوستي با آنان شديداً نهي شده است.
امام صادق(ع) فرمودند: «از دوستي با انسان كذاب برحذر باش چون او همانند سراب است كه دور را براي تو نزديك و نزديك را از تو دور مي سازد.»
يعني همان گونه كه سراب امر واقعيت داري نبوده و از دور فريبنده است، دوستان كاذب هم اين چنين مي باشند، چون ايشان هم امور غيرواقعي را واقعي جلوه مي دهند. جوان هوشمند بايد بداند كه چنين دوستاني به پيمان دوستي وفادار نخواهند بود و زيان ارتباط با آنان بيش از نفعشان است.

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 11412
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما